X
تبلیغات
من, بی تو
دور خواهم شد ازین خاک غریب
دانه به دانه

موهایم را از روی بالشت جمع میکنم

به کسی هم بر نمیخورد

این همه تار مو

که از سر من

کم شد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 16:44  توسط فاطمه  | 

نگآ ه سنگین ات را

خیره بر من ندوختی

چه سر به زیر شدن ها

چه آب شدن ها 

که برای ت

کنار نگذاشته بودم...



+اصلن ازین به بعد شما باش و شانه هات

ما را برای گریه سر آستین بس است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 فروردین1393ساعت 22:57  توسط فاطمه  | 


وقتی آدم نگاهی راکه انتظار دارد حس نمیکند

میان یک میلیون نفر هم که باشد

احساس بی کسی میکند

"گوجه فرنگی های سبز"

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 فروردین1393ساعت 21:56  توسط فاطمه  | 

من ايستاده ام

در همان  ايستگاهي

 كه حالا قد علف هايش

ميرسد تا خدا...




+ درخت‏ ها همه عریان شدند، آبان شد

   و باد آمد و باران گرفت و طوفان شد

                 نیامدی و نچیدی انار سرخی را

                 که ماند بر سر این شاخه تا زمستان شد . . .


+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 دی1392ساعت 1:15  توسط فاطمه  | 

ماه كامل است

دل من زوزه ميكشد ...

داغ تر از سردي ات

آتشي هست؟


+لعنتي. لعنتي. لعنتي....

تكرار اين كلمه در زندگي ام زياد شده


+گیج میزنم!

لعنت به این روزها...

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مهر1392ساعت 0:3  توسط فاطمه  |