من, بی تو

دور خواهم شد ازین خاک غریب

من خوبم.
البلاء للولا ...

 

 

 

 

 

 

 

 

+ من نارون صائقه خورده تو گل سرخ

تو سبز بمان، من به درک، من به جهنم

 

[ دوشنبه 6 مرداد1393 ] [ 0:33 ] [ فاطمه ] [ ]
من زخمي هزار زبان تغزلم.آن دست هاي گرم دوايم نمي كند ...
امروزِ سرد. امروزِ سخت سرد .... امروزِ بي فروغِ سختِ سرد. ...
[ شنبه 10 خرداد1393 ] [ 12:49 ] [ فاطمه ] [ ]
دیگر چه فرقی می کند در تنگ یا دریا، وقتی که یک ماهی دلش قلاب میخواهد...
  قدر اهل درد صاحب درد می داند که چیست

مرد صاحب درد،  درد مرد می داند که چیست

هر زمان در مجمعی گردی  چه دانی حال ما

حال تنها گرد، تنها گرد می داند که چیست

رنج آن هایی که تخم آرزویی کشته اند

آنکه نخل حسرتی پرورد، می داند که چیست

آتش سردی که بگدازد درون سنگ را

هر که را بوده است آه سرد، می داند که چیست

...

وحشی آنکس را که خونی چند رفت از راه چشم

علت آثار روی زرد می داند که چیست 

+شب بی من ات  به خیر 

شب بی تو ام به جهنم ...

+ شب  به خیر کلمات صبور من 

[ سه شنبه 30 اردیبهشت1393 ] [ 21:57 ] [ فاطمه ] [ ]
منو ازین عذاب رها نمی کنی
دانه به دانه

موهایم را از روی بالش ام جمع میکنم

به کسی هم بر نمیخورد

این همه تار مو

که از سر من

کم شد...

[ چهارشنبه 27 فروردین1393 ] [ 16:44 ] [ فاطمه ] [ ]
مرا با سوز جان بگذار و بگذر
نگآ ه سنگین ات را

خیره بر من ندوختی

چه سر به زیر شدن ها

چه آب شدن ها 

که برای ت

کنار نگذاشته بودم...



+اصلن ازین به بعد شما باش و شانه هات

ما را برای گریه سر آستین بس است

[ پنجشنبه 21 فروردین1393 ] [ 22:57 ] [ فاطمه ] [ ]
من را بفهم ای با من و همواره بی لبخند

وقتی آدم نگاهی راکه انتظار دارد حس نمیکند

میان یک میلیون نفر هم که باشد

احساس بی کسی میکند

"گوجه فرنگی های سبز"

[ پنجشنبه 21 فروردین1393 ] [ 21:56 ] [ فاطمه ] [ ]
نيامدي
من ايستاده ام

در همان  ايستگاهي

 كه حالا قد علف هايش

ميرسد تا خدا...




+ درخت‏ ها همه عریان شدند، آبان شد

   و باد آمد و باران گرفت و طوفان شد

                 نیامدی و نچیدی انار سرخی را

                 که ماند بر سر این شاخه تا زمستان شد . . .


[ چهارشنبه 11 دی1392 ] [ 1:15 ] [ فاطمه ] [ ]
لعنتي
ماه كامل است

دل من زوزه ميكشد ...

داغ تر از سردي ات

آتشي هست؟


+لعنتي. لعنتي. لعنتي....

تكرار اين كلمه در زندگي ام زياد شده


+گیج میزنم!

لعنت به این روزها...

[ دوشنبه 29 مهر1392 ] [ 0:3 ] [ فاطمه ] [ ]
سخت ترین...سخت ترین زلزله ها را
نامت روی دلم سنگینی میکند

خوب

 یا بد

اسمش را میگذارم بغض...



مـــمـــتـــــدد







+ چون آینه پیش تو نشستم که ببینی

در من اثر سخت ترین... زلزله ها را

[ پنجشنبه 28 شهریور1392 ] [ 12:19 ] [ فاطمه ] [ ]
سر در گم و تلخ
(نفس های داغ و کشدار)

سر در گم و تلخ

مثل حال بچه ای که گم شده باشد

و هم دلش راه خانه را بخواهد هم نداند.

سر در گم و تلخ

مثل حال ناخوشِ ماهی آب شیرینی

که ولش کرده باشند توی آبهای شور اقیانوس

که نه می داند چه کند نه می تواند.

سردر گم و تلخ

مثل مسافر غریبی که در یک شهر بین راهی گیر کرده

درب و داغان و خسته و دلگیر

که نه قصد ماندن دارد نه می خواهد.

سر در گم و تلخ

مثل تشنه ای که دریغ شده باشد حتا قطره ای آب از او

که نه دست کشیدن می تواند نه نوشیدن.

سر در گم و تلخ

مثل دلقکی

که خنده ی روی لبانش اجباریست

و زندگی اش بی رحمانه واقعی

که نه خندیدن می تواند نه گریستن.

سر در گم و تلخ

مثل پیر فراموشکاری که نمی داند دلش را

زیر شلاق کدام نگاه جا گذاشته

که نه پیدا کردن می تواند نه گذر...

سر در گم و تلخ

مثل من

مثل خود خود من.

که نه جز تو می دانم نه می توانم...

(نفس های سرد و کوتاه)

آپلود عکس رایگان و دائمی

+این آب طعم اشک های کیست

چه دامن گیر بود.


[ چهارشنبه 12 تیر1392 ] [ 19:15 ] [ فاطمه ] [ ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،